مراسم گرامیداشت روز حافظ در دانشگاه پیام نور مرکز نجف آبادبرگزارشد

.

آیین گرامیداشت  سالروز شاعر بلند آوازه ایرانی و قله ادبیات پارسی، حافظ شیرازی همچون سال های گذشته با سخنرانی استاد فرهیخته زبان و ادبیات فارسی دانشیار دانشگاه اصفهان دکتر علی اصغر باباصفری و حضور اعضای هیئت علمی گروه زبان و ادبیات فارسی و دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مرکز نجف آباد ، انجمنهای ادبی شهرستان و کلیه علاقه مندان به زبان و ادبیات فارسی در این دانشگاه برگزار شد.

 

باباصفری در آغاز سخن در مورد علت توجه به شعر حافظ گفت: ادبیات پارسی در قله ادبیات جهان، به قول ادیبان جهان است. شاهکارهای ادبی یا ملی هستند یا بین المللی؛ شاهکار ملی به آثاری گفته می شود که بین یک ملت شناخته شده باشد و از لحاظ بیانی در زیباترین حد و سطح خودش باشد .. ما بعد از اسلام تا ۴۰ هزار شاعر داشته ایم که حدود ۴۰ یا ۵۰ نفر دارای صاحب سبک فردی و شاخص شاهکار ملی هستند.. شاهکار بین المللی به آثاری گفته می شود که بر نقاط مشترک انسانی و بر هویت انسان  فارغ از نقاط تمایز آنها  بنا شده است. در ادبیات فارسی پنج نفر هستند که شعر آنها شاهکار بین المللی است: فردوسی؛ سعدی؛ حافظ؛ مولوی؛ نظامی،که تنها در ادب فارسی ۵ تن داریم و در جوامع دیگر حداکثر یک نفر بین المللی است به عنوان مثال: شکسپیر از انگلیس و یا گوته از آلمان که خود را مدیون حافظ می داند، دانته ایتالیای، ویکتور هوگوی فرانسوی و پوشکین روسی و …… که شاخص بین المللی  ادبیات هستند. و این ویژگی خاص ادبیات پارسی است.

استاد زبان و ادبیات فارسی در ادامه گفت : ارزش و قدر ادبیات خود را بدانیم، اوج قله شعر حافظ است که خود می گوید: ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ به قرآنی که اندر  سینه داری

دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان در ادامه در مورد دیدگاه های مختلف در مورد حافظ گفت: برخی حافظ را شاعری لاابالی می دانند  که منظورش از معشوق و شراب همین مصادیق دنیوی هستند. ایشان ادامه داد برای شناخت فرد میتونیم سه راه را در نظر بگیریم: نظر خودش ، دوستان و معاصرانش و  قضاوت تاریخ اگر به شعر حاظ نگاه کنیم  سروده هایی دیده می شود که جز تعبیر عرفانی معنی دیگری نمیتوان برای آن در نظر گرفت.

مثل دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند                واندر آن ظلمت شب آب حیاتم داداند

 

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند.

که تمام این ابیات مفهوم عرفانی دارند و سوال اینجاست چگونه یک فرد لاابالی می تواند چنین اشعاری بسراید.

محمد گل اندام که گردآورنده غزلیات حافظ است در مورد او می گوید حافظ پیشوای عارفان و زبان غیب است و هفت قرائت اصلی  قرآن واختلاف آن ها را می داند.

باباصفری در ادامه افزود: زندگی حافط به دو دوره تقسیم می شود:

دوره لاابالی گری و جوانی که اشعار عاشقانه را گفته و دوره دوم که اشعار عرفانی گفته است.

نظر دیگر اینکه حافظ صرفا یک شاعر هنرمند است… هنر ورای هنر نظریه ای است که در ادبیات فرانسه بیان شده است مبنی بر اینکه  هدف هر فرد فارغ از شخصیتش خلق یک اثر هنری است اما این نظر بعدا رد شد… چرا که  هدف افراد می تواند سیاسی یا اعتقادی باشد و شعری با این موضوع بگوید.به عنوان مثال ناصر خسرو به شدت معتقد به مذهب اسماعیلی است و شعر را برای بیان عقاید خود می گوید.

ایشان در مورد نظر دیگری که در ارتباط با حافظ بیان می شود گفت: بعضی ها معتقدند حافظ از اصلاحات عرفانی استفاده ابزاری گرده است و شعر خودر ا پربار کرده و نمی توان گفت حافظ عارف است.

بابا صفری در پایان گفت : شاملو در تصحیح خود اشعار حافظ را سطحی می داند در حالی که شعر حافظ را باید کلی و به هم پیوسته دید و از نگاه سطحی و جزیی اجتناب کرد. جهان بینی کلی حافظ عرافانه است. در شعر حافظ دست کم در هر غزل یک بیت شاه کلید فهم شعر است که مفهوم عرفانی دارد. حافظ از زبان نمادین در شعر خود استفاده کرده است… زبانی برای بیان مطالب عرفانی .

 

مثلا نمادهای بت و صتم و نگار.. منظور ذات خداوند و شراب و می و رهیق .. تجلی خداوند در وجود انسان است و میکده دل انسان عارف است و زلف نماد عالم کثرت و خال نماد عالم وحدت و دیگر تعابیر رمزی را در اشعار خود استفاده کرده است. استفاده از زبان رمز در شعر حافظ ناشی از روزگار حافظ است که ،قرن ۸ اوج دوره ریاکاری مدعیان  دین است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منبع مطلب
0

ارسال پاسخ